گوناگون
تنها خدا است كه سرودن را ميآموزد
ترجمه: لعيا ملک پور
گفتوگو با جان ويليامز(آهنگساز فيلم)
پنجم دسامبر 2004 در مراسم باشكوهي كه در كاخ جي اف كندي واشنگتن برگزار شد جان ويليامز براي يك عمر فعاليت هنري به همراه التون جان، وارن بيتي و جان ساترلند (بازيگر سريال 24) نشان لياقت دولت آمريكا را دريافت كردند. استيون اسپيلبرگ و لئونارد اسلكتن جزء ميهمانان ويژه بودند. در اين مراسم جان ويليامز مورد تحسين حضار قرار گرفت.
جان ويليامز در 8 فيبريه 1932 در لانگ ايلند جزيره اي در نزديكي نيويورك در خانواده اي هنرمند بدنيا آمد. پدرش يكي از نوازندگان اركسترنيويورك بود و تمامي دوستان خانوادگيشان بنوعي با موسيقي در ارتباط بودند. محيط خانوادگي كه ويليام در آن بزرگ شد يكي از دلايل اصلي گرايش او به موسيقي بود ويليام با فروتني و خشوع مي گويد:" از همان كودكي مي دانستم كه وقتي بزرگ شدم موزيسين مي شوم" .
در سال 1948 زماني كه ويليام 16 ساله بود خانواده اش به لوس آنجلس نقل مكان كردند او آنجا به تحصيل موسيقي در UCIA پرداخت بعد از اتمام تحصيلات دبيرستاني راهي ارتش شد. پس از اتمام خدمت در نيروي هوايي به نيويورك بازگشت و وارد كالج جولارد شد او آموزش پيانو را زير نظر روسينا ليوني فرا گرفت و در سن 24 سالگي به لوس آنجلس برگشت و توانست كاري در اركستر كمپاني كلمبيا پيكچرز بدست آورد.
خود او مي گويد: " بهترين نقطه براي شروع بود. من بايد كاري پيدا مي كردم چون مجبور بودم زندگي كنم. يكي از آهنگسازها كارهايم را ديد و از من خواست كه به گروه اركستر آنها ملحق شوم آنها يك قرارداد 52 هفته اي با من بستند اين يك فرصت استثنايي بود" استثنايي از اين جهت كه كار كردن در يك اركستر بزرگ با نوازندگان بزرگ اين امكان را به او مي داد كه دانسته هاي خود را تكميل كند و نوازندگي، سرايندگي و رهبري يك اركستر به طور همزمان بياموزد. 3 سال بيشتر طول نكشيد كه كمپاني هاي تلوزيوني به سراغ او آمدند و به اين ترتيب ويليام پيانو را براي هميشه كنار گذاشت.
وي در همان سالهاي اوليه اي كه وارد عرصه موسيقي فيلم شد؛ فيلمهاي فراموش شده اي مثل "ددي" ، "مردن براي نور" و "جوليت به رم مي رود" را در كارنامه اي حرفه اي خود ثبت كرد سپس به سراغ فيلم "دره عروسكها" رفت كه در سال 1967 ساخته شد ويليامز براي اين فيلم نامزد دريافت جايزه اسكار شد. در سال 1971 با فيلم "ويلون زن روي پشت بام" برنده جايزه اسكار شد. او با 5 فيلم، سال پر كاري را پشت سر گذاشت. ويليامز علاوه بر ساخت موسيقي فيلم، پروژه هاي ديگري را نيز دنبال مي كرد كه از جمله مي توان به كنسرت ويلوني اشاره كرد كه در سال 1974 برگزار كرد ويليامز مي گويد: "همسرم عاشق ويلون بود پدرش هم يك ويولونيست ماهر بود زماني كه او را از دست دادم با خودم عهد بستم كه كنسرت ويلوني به ياد او برگزار كنم"
جوايز
جايزه اسكار:
ويليام 42 بار كانديد جايزه اسكار شده است اما 5 بار اين جايزه را بدست آورده است
1_ ويلون زن روي پشت بام: 1971
2_ جاوز: 1975
3_ جنگ ستارگان: 1977
4_ اي تي : 1982
5_ فهرست شيندلر: 1993
جايزه امي :
5 بار نامزد و دو بار آن را بدست آورده است
1968: هايدي
1971: جين اير
جايزه گلدن گلوب:
18 بار نامزد اين جايزه بوده است كه از جمله اين فيلمها مي توان به هفت سال در تبت، نجات سرباز رايان، فرشتگان خاكستري اشاره كرد اما 3 بار اين جايزه را به خود اختصاص داده است.
1975: جاوز
1977: جنگ ستارگان
1982: اي تي
جايزه گرامي :
وي براي اين جايزه 52 بار كانديد شده و 18 بار آن را به دست آورده است.
افتخارات:
1_ ديپلم افتخار از انجمن فيلم آمريكا
2_ ديپلم افتخاراز دانشكده موسيقي بركلي
3_ ديپلم افتخار دانشگاه بوستون
4_ ديپلم افتخار كالج بوستون
5_ ديپلم افتخار دانشگاه كانادا
6_ ديپلم افتخار هنرستان هنرهاي زيبا و موسيقي نيوانگلند
7_ ديپلم افتخار دانشگاه هارفور
8_ ديپلم افتخار ايالت يوتا
9_ ديپلم افتخار دانشگاه كلمبيا در كاروليناي شمالي
مصاحبه
اولش فكر مي كردم كه او مردي ثروتمند و داراي نفوذ درهاليوود باشد اما اينطور نبود جان ويليامز چهره اي صميمي و شخصيتي آرام و متين دارد او معلم خوبي است هر زمان كه بخواهد جدي و سختگير مي شود با اين حال معصوميت خاصي در چهره اش وجود دارد. او تمام طول روز را مشغول نوشتن بود و عصر بايد اركستر سمفونيك بوستن را رهبري مي كرد اما با اينحال تقاضاي گفتگوي ما را پذيرفت. ما موقع ناهار او را ملاقات كرديم و او با گشاده رويي به سوالات جواب داد.
توتال فيلم: شما ساعتهاي باارزشي را صرف نوشتن كرديد چگونه آن نتها را مي نوشتيد؟
جان ويليامز: نمي دانم چگونه به اين سوال جواب دهم ساختن اين همه موسيقي براي من آسان نبوده است من خيلي كار كرده ام اما جواب دادن به اين كه من چگونه يك ملودي مي سازم خيلي مشكل است . نوشتن يك نت كاري شبيه پيكره تراشي است ضرب المثلي در مجسمه سازي است كه مي گويد:" در هر صخره اي، تنديسي وجود دارد ما فقط بايد آن را پيدا كنيم"، در موسيقي هم همينطور شما 4 يا 5 نت مي نويسيد و شروع مي كنيد به پس وپيش كردن آن، يكي را حذف مي كنيد و يكي را اضافه تا به نت مورد نظر برسيد. داستاني از پاول هينديس سراينده معروف آلماني به ياد دارم، وقتي كرسي استادي ( موسيقي ) دانشگاه يالو در آمريكا به او پيشنهاد شد نپذيرفت اما وقتي به او گفتند كه تدريس تئوري موسيقي را در دانشگاه بپذيرد او قبول كرد وقتي علت اين كار را پرسيدند در جواب گفت:"من مي توانم تئوري موسيقي را تدريس كنم اما سرايندگي را نه، تنها خداست كه سرودن را مي آموزد"
توتال فيلم: در فيلم جاوز و يا جنگ ستارگان از موسيقي سبك كلاسيك استفاده كرده ايد چطور آن را به اين زيبايي نوشتيد؟
جان ويليامز: خيل مشكل بود در جنگ ستارگان زمان زيادي را براي نوشتن آن صرف كردم بعضي از آهنگسازان تصور مي كنند كه موسيقي در يك فيلم به عنوان يك عامل فرعي به حساب مي آيد و زياد جلب توجه نمي كند بنابراين مي شود موسيقي بد هم نوشت متأسفانه اين مشكل اكثر تازه واردان به اين عرصه است اما من معتقدم در يك فيلم دو ساعته موسيقي يك عامل عمده به شمار مي رود.
توتال فيلم: كدام يك از كارهايتان را بيشتر مي پسنديد؟
جان ويليامز: گفتنش سخت است، اما انتخاب هميشگي من "برخورد نزديك از نوع سوم" است نمي دانم چرا، اما
آن را دوست دارم. براي اين فيلمنامه 5 نت اصلي و 350 هارموني نوشتم من از اين نتها در هيچ جاي ديگر استفاده نكرده بودم من و استيون مدتها با هم صحبت مي كرديم و من شروع به نواختن مي كردم تمام طول روز مشغول اين كار بوديم گاهي هر دو باهم فرياد ميزديم: خودشه، همينه. اما ثانيه اي طول نمي كشيد كه از تصميمان برمي گشتيم ما واقعاً نميدانستيم كه از كدام يك از آنها استفاده كنيم. تا اينكه به يكي از دوستان رياضي دان استيون زنگ زديم و او به ياري ما آمد.
توتال فيلم: كار كداميك از سرايندگان را تحسين مي كنيد؟
جان ويليامز: برنارد هرمن، و از كساني كه هنوز در قيد حياتند جري گلداسميت.
توتال فيلم: كدام فيلم برنارد هرمن؟
جان ويليامز: "خانم موئير و شبح" و" سرگيجه "
توتال فيلم: بين فيلمهاي تجاري و هنري كدام را يك ترجيح مي دهيد؟
جان ويليامز: من تركيبي از هر دو را دوست دارم هر چند كه براي يك آهنگساز فرقي نميكند. در فيلم فهرست شنيدلر من عليرغم ميل باطنيم از يك ريتم كاملا يكنواخت استفاده كردم اتفاقاً خيلي هم خوب از كار درآمد در عوض در فيلم جنگ ستارگان موسيقي پرهياهو به كار بردم براي اين كار از اركستر سمفوني لندن كمك گرفتم تمام كارها در استوديو دينهايم ضبط شد.
توتال فيلم: به فهرست شيندلر اشاره كرديد آيا همان زماني بود كه از شما براي پارك ژوراسيك دعوت شد؟
جان ويليامز: نه، دو ماه فاصله بين آنها بود. پارك ژوراسيك را فصل بهار در دست داشتم اما فهرست شيندلر زماني كه مشغول هدايت گروه موسيقي پاپ بستون بودم به من پيشنهاد شد به دلايل مختلف اين فيلم را خيلي دوست دارم كار كاملاً متفاوتي بود پارك ژوراسيك 95 دقيقه موسيقي دارد كه در تمام طول فيلم حضور دارد. يك كار بزرگ و عظيم كه با كمك سمفوني كارتونيگ انجام شد.
توتال فيلم: در فهرست شيندلر نوعي كشمكش فرهنگي بين يهود و آلمانها ديده مي شود موقعي كه مشغول كار بر روي اين فيلم بوديد اين فضا بر نوع كارتان تاثير مي گذاشت؟
جان ويليامز: ساموئل گلدون (فيلمساز) وقتي مي خواست فيلمي در مورد فرانسه بسازد به آهنگسازش مي گفت:" خوب مطمئنم كه براي اين فيلم از شيپور استفاده مي كني"، شما وقتي ميخواهيد فيلمي درباره گذشته اي نه چندان با شكوه در ايتاليا بسازيد مطمئناً به سراغ ويلون ميرويد. وقتي روي فهرست شيندلر كار مي كرديم همه ما بويژه استيون نگران بوديم نگران از اينكه از مسير حقيقي دور بشويم اين يك فرصت استثنايي بود ما فكر مي كرديم ممكن است صدها و هزاران نفر از بازماندگان اردوگاه شيندلر اين فيلم را ببينند و آن را رد كنند ممكن بود آنها بگويند: " اين هاليوود است، اين همه آن چيزي نيست كه ما تجربه كرديم" اما بعد از ساخت فيلم ما نامه هاي زيادي از كساني كه در آن اردوگاه بودند دريافت كرديم كه نشان از پذيرش آنها بود آنها به استيون نوشته بودند كه فيلم را حقيقي، صادقانه و دردآور يافته اند.
توتال فيلم: به عقب برگرديم، خودتان را در جنگ ستارگان چگونه ارزيابي مي كنيد؟
جان ويليامز: خوب در مجموع كار خوبي بود. اما اگر موسيقي آن را جداي از فيلم در نظر ميگرفتم فكر مي كنم هيچ وقت كسي آن را نمي شنيد و احتمالاً جايي در يك انباري قديمي و يا در سطل زباله بايد دنبالش مي گشتم.
توتال فيلم: و اما سوال مورد علاقه من، اگر كسي بخواهد به جان ويليامز پيشنهاد كار بدهد به چه طريق بايد عمل كند ؟ _ من سال بعد اولين فيلمنامه ام را تمام خواهم كرد_
جان ويليامز: بعضي اوقات تهيه كننده يا خود كارگردان با آهنگساز تماس مي گيرند بعضي ها هم با وكيل آهنگساز صحبت مي كنند و يا مستقيماً به استودي محل كار شخصي وي مي روند و با مدير دفتر و يا مدير برنامه هاي آنها صحبت مي كنند اما كسي مثل شما فيلمنامه اش را به خود آهنگساز مي فرستد من اكثر با كارگردانهاي تازه وارد كار مي كنم مخصوصاً آنها كه اولين فيلمشان باشد. من فيلمنامه شما را مي خوانم و به شما خبر مي دهم. معمولاٌ آهنگسازهاي باتجربه در اين موارد مي گويند: "خوب آن را مي بينم اگر خوشم آمد آن را مي سازم" اما بي تجربه ها مي گويند:" خوب چقدر پيش پرداخت مي دهيد تا كار را شروع كنم".
توتال فيلم: براي ساخت موسيقي يك فيلم معمولا چقدر زمان صرف مي كنيد؟
جان ويليامز: متوسط هشت تا 12 هفته، اما گاهي بيشتر از اين هم طول مي كشد. هميشه وقت كم مي آورم البته اين هم جزي از كار مااست.
توتال فيلم: نظر كارگردان چقدر در كار شما دخيل است؟
جان ويليامز: صد درصد، حرف آخر را كارگردان مي زند اگر او كار را نپذيرد و يا بخواهد تغيير يابد ما ادامه مي دهيم.
توتال فيلم: تا حالا اتفاق افتاده كه كار شما را رد كنند چه عكس العملي نشان داده ايد؟
جان ويليامز: نه به آن صورت كه رد كنند اما بعضي وقتها شده كه ناراضي بوده اند اما ما باهم صحبت كرده ايم خوب گاهي توانسته ام متقاعدشان كنم و گاهي كه متقاعد نشده اند به آنها گفتهام: " خوب اگر شما مي توانيد بهتر از اين انجام دهيد بفرماييد انجام دهيد. "
توتال فيلم: جداي از مشغله هاي كاري به نظر مي رسد با استيون دوستان خوبي باشيد؟
جان ويليامز: سالها پيش وقتي جوان بودم روزي براي صرف نهار در رستوران جننتز نشسته بودم مردي 24-23 ساله كنار من نشست او به من گفت كه فيلمساز است و گفت كه همه موسيقي هاي مرا در آن زمان شنيده است البته من از صحبت كردن با او لذت بردم 25 سال از آن روز مي گذرد ما با " جاوز" شروع كرديم من استيون را مردي انديشمند، دوست داشتني و مهربان ديدم.
توتال فيلم : پس از گذشت اين همه سال _ كه زمان كمي هم نيست _ چرا بازنشسته نمي شويد؟
جان ويليامز: دوست دارم هميشه كار كنم، مي دانم روزي ما دست خدا است همانطور كه روزي مريم مقدس را زير درخت خرما عطا كرد فكر مي كنم من خود را مديون خداوند مي دانم به خاطر سلامتي كه به من عطا كرده پس بايد كار كنم.
موسيقي نواحي الفباي شرقي وايراني
نسرين دهنوي
مروري بر ششمين جشنواره موسيقي نواحي ايران
جشنواره موسيقي نواحي، از محدود جشنوارههاي دولتي است كه خوشبختانه توانسته با سپردن كار به افراد كاردان تا حد زيادي از بروكراسي و اعمال صرفاً تشريفاتي مبرا باشد. به همين علت لازم ميدانيم چنين تلاشهايي را بدون در نظر گرفتن ماهيت بانيان آن، با توجه به اهميتي كه در پاسداشت ميراث فرهنگي كشور دارد مورد تقدير قرار دهيم. نوشته زير، ياداشت مختصري است از ششمين جشنواره موسيقي نواحي ايران در كرمان كه توسط نسرين دهنوي گزارشگر افتخاري ماندگار تهيه شدهاست. با سپاس از ايشان و اميد به همكاري مستمر
ماندگار
موسيقي نواحي بخشي است كه همواره نظر اساتيد وپژوهشگران حوزه موسيقي را به خود جلب كرده است. جهانگير نصر اشرفي محقق وپزوهشگر موسيقي نواحي، اين نوع موسيقي را يك هنر كاربردي مي داند ومعتقد است، بر عكس انواع ديگر موسيقي از جمله مدرن، غربي، پاپ، راك و…محصول خلاقيت هاي فردي افراد مشخص نيست، بلكه جزء دستاوردهاي تاريخي يك ملت است كه حتي اگر هر يك از اين نغمات را افراد خاصي نيز پديد آورده باشند،در طي تاريخ علاوه بر صيقل خوردگيها وتغييرات بديهي و طبيعي و نيز با جذب هجم وسيعي از رنگها،تزيينها و ويزگيهاي موسيقي ديگر اقوام و نيز انديشه ،عواطف و احساسات انساني نسلهاي مختلف از هويتي تاريخي و ملي برخوردار و فاقد هويت مشخص شده است.وي همچنين معتقد است: موسيقي نواحي ايران را بايد به عنوان الفباي شرقي و ايراني نگريست .الفبايي كه قادر بوده بخشي ازاندوختهها وداشتههاي تاريخي وگنجينه هايي را كه محصول تعامل اجتماعي بين اقوام ايراني را در خود حفظ كند.موسيقي نواحي ومناطق از ديد هوشنگ جاويد، همان موسيقي مردمي ما است كه مظلومترين بخش از موسيقي به حساب ميآيد.وي اين نوع از موسيقي را مهمترين بخش از
ميراث معنوي ما ميداند كه شاخصههايحماسي، عبادي، مذهبي، كاروتلاش و…را در بطن خود دارد كه اينها همه حاصل ميراث معنوي گذشتگان است . به هر شاخه از موسيقي نواحي ومناطق كه بنگريم به عنوان ميراث معنوي كشورمان قابل ثبت است.جاويد ميگويد،موسيقي نواحي از دل تاريخي ميآيد كه اسطورهها و باورها درآن دخالت دارند و به دور از آيين ها هم نيستند . در هيچ منطقه اي آيين ها بدون موسيقي منطقهاي برگزار نميشود.
جمشيد حقيقت شناس طراح بصري ششمين جشنواره موسيقي نواحي ،اين جشنواره را در واقع به معني تجمع ،گفتگو وارزشگذاري درباره موسيقي ايران مي داند و اين اجتماع از ديد او، اجتماع تعدادي انسان دردمند است كه آلات موسيقي وسيله وابزارشان بوده و زندگي موضوع موسيقيشان است.به نقل از هوشنگ جاويد، جشنواره موسيقي نواحي ايران قصد دارد توجه نسل جوان هر منطقه را به موسيقيهاي منطقه اي خودشان جلب كند و جوانها را با فرهنگ و شيوههاي خودشان آشنا و راغب كند.
ششمين جشنواره موسيقي نواحي ايران كه به آواز وسازهاي آرشهاي اختصاص داشت،در دو بخش مسابقه و جنبي امسال در تالار بزرگ شهر كرمان برگزار شد.وجه تمايزجشنواره امسالبا سالهاي ديگردر موارد زير ميتوان
يافت:
نخست، دعوت از نزديك به 120 دانشجوي رشته موسيقي براي حضور در جشنواره وديدن برنامههاي آن وسخن وگفت وگوبا استادان وپزوهشگران.
دوم، حضور چند تن از پزوهشگران صاحب نام موسيقي(انتوموزيكولوگها) از ديگر نقاط جهان است كه آشنا ساختنشان با بخشي مهم از فرهنگ موسيقيايي ايران ،به شكل مستقيم و بيواسطه مي تواند تصويري ديگر وتازه از مواريث كهن ايرني را در اختيار آنها قرار دهد.همين طور برگزاري بخش پژوهشي و استفاده از اساتيد ايراني وخارجي همچون،نيلوفر مينا پژوهشگرايراني مقيم امريكا ،ژان دورينگ از فرانسه ،عبدولي عبدوالرشيدف از تاجيكستان ،ورونيكا دبل دي از انگليس و…
سوم، تهيه آرم(جشنواره براي اولين بار) وطراحي پوستر توسط جمشيد حقيقت شناس نقاش وگرافيست معاصر است.حقيقت شناس آرم جشنواره موسيقي نواحي را داراي سه وجه ايران،موسيقيدانان وخود جشنواره معرفي مي كند. وي علت انتخاب رنگ ها واشكال پوستر رااين گونه اظهار مي دارد، ايران ومناطق به رنگ طلاييزيرا معتقدم كه رنگ طلايي از خورشيد ميآيد وكل فرهنگ ما را شامل ميشود ونقش بيشتري د رتمدن و آيين ما دارد ودر واقع اساتيد مناطق ما از اين رنگ هستند.جشنواره را هم با رنگ تيره كشيدهام زيرا معتقدم در فرهنگ ما دور اموري كه مهم است را ابتدا خط ميكشند تا به آن بپردازند و رنگ نقره اي را در وسط براي موضوع اصلي و جنس موضوعي موسيقي نواحي آوردهام.اشكال وحيوانات داخل پوستر الهام گرفته از اشكال بدوي و نقاشي هاي گذشته
است اين طرحها به هزاران سال پيش بر ميگردد وقدمت زيادي دارند و دليل انتخاب اين است كه موسيقي نواحي ايران واين جشنواره اشاره به گذشته عميق ما دارد.حقيقت شناس پوستر اين جشنواره را آرم توضيح مي دهد اما آرمي كه مفهومش آرم نيست بلكه خود جشنواره است وتمام طرحهاي اين جشنواره از آرم شكل گرفته شده است از جمله طراحي دكور، لوحهاي زرين، سربرگها و…
چهارم، طراحي وراه اندازي وب سايت جشنواره موسيقي نواحي به كوشش اداره كل فرهنگ وارشاد اسلامي كرمان ودبير خانه دايمي جشنواره موسيقي نواحي در كرمان، كه اين سايت شامل كليه اطلاعات مربوط به جشنواره موسيقي نواحي ،خبرنامه، عكسها، بيوگرافي هنرمندان موسيقي نواحي كشور، اطلاعات مربوط به گروهها، مقالات، معرفي آثار صوتي، تصويري ونوشتاري در اين موضوع، ساز شناسي سازهاي محلي ونواحي مختلف ايران در چهار رسته كوبهاي، بادي، زهي، مضرابي و آرشهاي به همراه عكسهاي هر يك از آنها است.WWW.FOLKMUSIC.IR آدرس سايت نامبرده است.
پنجم، تقدير از 36 استاد موسيقي نواحي ايران براي نخستين باردر كرمان به عمل آمد.كه نحوه انتخاب به اين گونه بوده است كه با نظر محمد رضا درويشي ونيز نخبگان محلي انتخاب شدهاند.در واقع اين جمع در ناحيه يا منطقه
خود به استادي شهره هستند واكثر نخبگان وريش سفيدان آنها را به اين سمت ميشناسند،كه برخي از اين استادان چون نور محمد طالبي(علي اباد كتول) ونجف قلي ماهوري(از شروه خوانان مهم بوشهر) به دليل سكته قلبي وبيماري ويا كهولت سن ديگر قادر به اجراي برنامه نيستند.اسامي برخي از اين اساتيد عبارتند از:شمشوك غلامي(خواننده) از بلو چستان،حسن ايراني (خواننده) از آذربايجان شرقي، شفيع خالدي (خواننده) از كردستان، غلام مارگيري(خواننده) از هرمزگان، نور محمد در پور(خواننده) از خراسان، شير محمد احمدي(نوازنده قيچك) از كرمان، قدرت ا… سهرابي (نوازنده كمانچه)از لرستان و…
ششم، تهيه بولتن جشنواره توسط ابوالحسن مختابادكه بولتن امسال متشكل از يك تعداد گفتگوهاي تخصصي با هر يك از اساتيد درجه يك موسيقي نواحي ايران وهنرمندان شركت كننده در جشنواره و مقالات ويادداشتهايي در اين زمينه است.
هفتم، داوري بخش مسابقه ششمين جشنواره موسيقي نواحي ايران باحضور دو داور ثابت وبيش از 15 داور از نواحي ايران انجام ميگيرد.حميد رضا اردلان و محمد رضا درويشي دو داور ثابتاندكه در كنار خود وبه ضرورت اجراي نوازنده هر منطقه از ايران ،استاد نوازنده آن منطقه را به جمع داوران اضافه خواهند كرد.
هشتم، به منظور جلوگيري از دوري از اهداف اصلي جشنواره و محوريت موضوع موسيقي نواحي ايران همچنين جلوگيري از دنبال كردن ديدگاهي شخصي ونزديك شدن به ايده آلهاي دبيران جشنواره، منشوري براي جشنواره نواحي تدوين شده است كه برگزار كنندگان هر دوره از جشنواره از آن پيروي كنند. به گفته محمد رضا درويشي دبير اين جشنواره، اين منشور با توجه به نظر وآراء وبا توجه به فكر مشترك موسيقيدانان و مجريان جشنواره تهيه و تنظيم شده است تا جامعيت بيشتري پيدا كند.اين منشور شامل شش بند است كه به ترتيب به، ضرورت تدوين منشور، محتوا، صورت، اهداف، نقش اجزا در يك كل منسجم ودر بند آخر به مؤخره ميپردازد.
ششمين جشنواره موسيقي نواحي ايران 23 ديماه سال 1383 درتالا خانه شهر استان كرمان و با حضور محمدحسين همافر رئيس مركز موسيقي، علي ملانوري مدير كل وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي استان كرمان
، مهندس محمد علي كريمي استاندار كرمان، فرشاد معاون سياسي و امنيتي كرمان، دكتر زاهدي رياست شوراي شهر كرمان ومحمدرضا درويشي دبيرششمين جشنواره موسيقي نواحي ايران وجمعي از هنرمندان وهنردوستان افتتاح شد.
در حاشیه جشنواره
همزمان با بر پايي ششمين جشنواره موسيقي نواحي ايران نمايشگاهي از سازهاي قديمي ايراني در موزه هرندي كرمان كه بيش از 60 ساز ايراني متعلق به مناطق مختلف ايران از جمله، كمانچه، تار، دهل، دمام، غروه، قانون، تنبك و… در معرض ديد عموم قرار داده شد كه قدمت برخي از آنها به يكصد سال ميرسيدكه در ميان آنها سازهايي نظير سيتار وسارنگ متعلق به هند و پاكستان نيز به چشم ميخورد.تعدادي از سازها متعلق به آرشيو خصوصي فؤاد توحيدي است و تعدادي متعلق به گنجينه موزه هرندي كه توسط يحيي نريمان وحسين مسعود ساخته شده است.
كيهان كلهر نوازنده كمانچه وآهنگساز آلبوم شب، سكوت، كوير كه موسيقي منطقه خراسان را به جامعه موسيقي شناسانده، عصر روز 25 ديماه براي ديدن اجراهاي اساتيد ونوازندگان موسيقي نواحي به كرمان آمد.
ششمين جشنواره موسيقي نواحي ايران با معرفي برگزيدگان بخش مسابقه و قدرداني از 36 استاد موسيقي نواحي با اهداي تنديس و نيز براي تداوم نسلها در اين موسيقي،اجراي كودكان ونوجوانان به كار خود پايان داد. در اين مراسم يك نوازنده خردسال موسيقي به عنوان سمبل معنوي جشنواره انتخاب شد.در مراسم اختتاميه كه با حضور محمد حسين همافر رئيس مركز موسيقي ،محمدحسين ايماني خوشخو معاون هنري وزير ارشاد وجمعي از مسئولان كرمان برگزار شد، محمدرضا درويشي بيانيه هيئت داوران را قرائت كرد.
ششمين جشنواره موسيقي نواحي ايران 27 ديماه سال جاري در كرمان به كار خود پايان داد.![]()
عكس ها از محسن سيدي
نابغه اي كه خلاصهي خود بود
مهسا محمدي
نگاهي كوتاه به زندگي و آثار موتزارت
موتسارت استعداد ذاتي خود را در كودكي بروز داد.وقتي كه 5 ساله بود آهنگ ميساخت وزماني كه تنها 6 سالش بود به عنوان تكنواز دوم با واريا نزد امپراتور اطريش مينواخت.
لئوپولد فكر كرد كه مناسب است استعداد خداداد فرزندش را به نمايش بگذارد پس در اواسط 1763 خانوادهاش را در يك سفر به لندن و پاريس برد و در جاهاي متعددي برنامه اجرا كرد.موتسارت شنوندگانش را با مهارتهاي نوازندگي خود شگفتزده ميكرد.او براي خانوادهي سلطنتي انگليس و فرانسه نوازندگي كرد-اولين سمفونيها و قطعاتش را هم در آنجا نوشت- خانوادهاش كمي بعد از 1766 به خانه برگشتند،يعني 6ماه قبل از آنكه دوباره به وين بروند-آنها اميدوار بودند موتسارت اپرايي را كه نوشته در آنجا اجرا كند اما بدليل بعضي دسيسهها اين امر صورت نگرفت.
او و خانوادهاش سال 1769 را در سالزبورگ گذراندند.در73-1770سه بار به ايتاليا سفر كردند كه در آن هنگام موتسارت 2 اپرا و يك سونات براي اجرا در ميلان نوشت.ضمناً در اين هنگام او با سبك ايتاليائي موسيقي آشنا شد، در تابستان 1773 دفعات بيشتري به وين رفت و بيشتر براي آنكه شايد منصبي به دست آورد.در آنجا موتسارت يك رشته كوآرتت و در بازگشت يك هم تعدادي سمفوني نوشت.اين سمفونيها شامل2تا از اولين سمفونيهايش شماره25درG مينور و29درA قسمتي از ابتداي اپرايش بنام La Finta giardiniera بود كه در اوايل 1775 نوشت.در دوره سالهاي 1777 تا 1774 در سالزبورگ زندگي كرد، در جايي كه به عنوان رهبر اركستر در گروه پرنس آرك بيشاپ Archbishop مشغول به كار بود.در اين سالها كارهايش شامل: مسها، سنفونيها، تمامي كنسرتهاي ويولونوي، 6 سونات در پيانو، تعداد زيادي سرناد و اولين كنسرت بزرگ پيانوي خود را به نام 271K در 1777.
موتسارت ديد فرصتهاي فرزندش به عنوان آهنگسازي با استعداد بسيار زياد دارد در سالزبورگ از بين ميرود.نتيجه گرفت كه براي وولفگانگ در جاي ديگري شغلي بيابد، او با مادرش به مونيخ و مانهايم رفت اما هيچ شغلي بدست نياورد.(گفته ميشود بيشتر از 6 ماه در مانهايم ماند و آهنگهايي براي فلوت و پيانو نوشت و ضمناً در همين موقع عاشق آلوئيزا وبر شد)
پدرش او را به پاريس فرستاد، در آنجا مقداري موفقيت بدست آورد، خصوصاً با سمفوني پاريس شماره 31 كه مخصوصاً براي ذائقه محلي آنجا ساخته شده بود، اما آينده كار در پاريس مناسب نبود و لئوپولد به او گفت كه بازگردد چرا كه در شهر خودش شغل بهتري برايش پيدا كرده بود-او با تأخير و به تنهايي به خانه بازگشت مادرش در پاريس مرده بود-.
سالهاي 80-1779 در سالزبورگ سپري شد در كليساي جامع شهر در گروه موسيقي مينواخت و آهنگهاي مهمي ميساخت، سنفونيها، كنسرتها، سرنادها، موسيقيهاي دراماتيك.اما اپرا همچنان در مركز آمالش باقي ماند و فرصتي پيش آمد تا براي شهر مونيخ اپرايي بسازد.او به مونيخ رفت تا در اواخر 1780 اپرا را بنويسد.در اين زمان مكاتباتش با لئوپولد حاوي اطلاعات بسيار گرانبهايي از رويكرد او به درام موسيقيايي است.كارش به نام(Idomeneo )يك موفقيت بود.در آن موتسارت به شكلهاي خارقالعادهاي احساسات قهرمانانه، با يك غناي بسيار هنري را شرح ميدهد.
پس از آن موتسارت از مونيخ به وين دعوت شد، جائي كه گروه سالزبورگ در خدمت امپراتور جديدي بود
|
|
موفقيتهاي وي سبب شد كه او خود را در انبوهي از نوكران و آشپزان ببيند.زمانيكه كارفرمايش پرنس اجازه ساختن آهنگ دربارهي موضوعاتي كه مورد علاقهاش بود را به وي نداد رنجش او از پرنس آغاز شد تا جائيكه از كارش اخراج گرديد.موتسارت درخواست شغلي در گروه امپريال وين كرد ولي بيشتر دلش ميخواست كارهاي آزادانهتري انجام دهد.
در سالهاي بعد زندگيش را به وسيله تدريس موسيقي، چاپ آثارش يا نواختن براي عموم و يا در خانههاي مشتريهاي دائمي خود اداره ميكرد.
در سال 1787 شغل كوچكي به عنوان رهبر گروه موسيقي بدست آورد كه از آن حقوق كافي عايدش ميشود ولي از نوشتن آهنگهاي رقص براي گروههاي باله چيزي بدستش نميآمد.براساس عرف موزيسينهاي دوره خودش، درآمد خوبي داشت، از كالسكهي شخصي استفاده ميكرد و نوكر خصوصي داشت، بدليل ولخرجيهاي زياد وي از نظر مالي به مشكلات متعددي دچار شد.
در سال 1782 با كنستانس وبر خواهر كوچكتر آلوئيزا ازدواج كرد.
در اولين سالهاي زندگي خود در وين موتسارت به وسيلهي نوشتن سوناتهايي براي پيانو و تعدادي سونات براي ويلون و نواختن پيانو براي خود اعتباري كسب كرد.
در سال 1782 اپرايي بنام Die EntFuhvung aus dem Sevial اجرا كرد.يك آواز آلماني كه به علت طولاني بودن موسيقي آن ،از حد معمول خارج شده بود امپراطور هانس ژوزف دوم مشهورترين تماشاگرش بود كه گفت :«موتسارت عزيزم نتهاي زيادي داشت». كار موفقيتآميز بود ولي به ازاي آن چيزي به وي پرداخت نشد.در اين سالها او 6 رشته كوآرتت نوشت كه او را استاد اين فن كرد.هايدن ميگويد آنها برجسته هستند نه فقط بدليل تنوع بيان آنها بلكه بدليل پيچيدگي متنهايشان.
هايدن به پدر موتسارت گفت كه موتسارت بزرگترين آهنگسازي است كه من ديده يا شنيدهام، او با ذوق است و از آن بالاتر بزرگترين دانشمند آهنگسازي است.
در سال 1782 موتسارت كنسرت پيانوي نوشت كه در آن هم تكنواز و هم آهنگساز بود.قبل از پايان سال 1786 و از اوايل سال 1784 در نهايت پركاري بود و حدود 15 آهنگ ديگر نوشت.آن آهنگها از بزرگترين ساختههاي وي در سبك استادانهاش براي تركيب پيانو و اركستر بود.اين آهنگها معجوني بود از درخشندگي آهنگسازي و رشد سنفونيك.
از سال 1789 اولين اپراي كمدي خود از سهگانهي اپراهاي كمدي خود را به نام Lenozze di Figavo در اين اپرا و در Don Giovanni (ارائه شده در 1787 در پراگ)موتسارت تعاملي از مسائل اجتماعي و هويت جنسي را در قالب شخصيتهاي انساني خلق كرد كه مجدداً در ساير كمديهاي هنري سكسي خود به نام Cosi Fan Tutte بكار برده است.او باقيماندهي عمرش را در وين گذراند.موتسارت مسافرتهاي زيادي در اين مدت انجام داده بود، سالزبورگ 1783 براي ملاقات همسر و خانوادهاش، 3 بار به پراگ برا ي كنسرتهاي اپرا، به برلين سال 1789 جائي كه اميدوار بود منصبي بدست آورد، به فرانكفورت 1790 براي نوازندگي در جشن تاجگذاري.
آخرين سفر او به پراگ براي مقدمهي La Clemenza ditito در سال 1791 بود.اين يك اپراي سنگين سنتي براي جشن تاجگذاري بود ولي موتسارت در آن از لطافت و شوخطبعي خاصي از شخصيتهاي اجتماعي اپرا استفاده كرده است.
كارهاي سازي او در اين سالها شامل سوناتهاي پيانو، سه رشته كوآرتت كه براي پادشاه پروس نوشته است، تعدادي كوئينتت كه شامل يكي از عميقترين آثار او است.(K-516 در G مينور) و يكي از اشرافيترين قطعاتش K-515 درC و آخرين سنفوني چهارگانهاش بنام(D38)كه در سال 1786 در پراگ نوشته شد.ساير آثار وي در سال 1788 عبارتند از: قطعهي
شمارهي 39 در E-Flate، اثر تراژيك او بنام شمارهي 40 درG مينور، و بزرگترين قطعهاش براي لژ ماسونيكها(او از سال 1787 يك فراماسون بود ولي آموزشهاي ماسونها هيچگونه اثري بر تفكراتش نگذاشت و موتسارت تا آخرين سالهاي عمرش در سبك خود باقي ماند)
موتسارت بعلت يك بيماري همراه با تب، مرد و اين بيماري مسلماً مصموميت نبوده است.
موتسارت ركوئيم خود را كه عظيمترين كار وي در موسيقي كليسائي است را به دليل بيماريش نيمهتمام رها كرد.ركوئيم درC مينور مس سال 1783
موتسارت در حومهي شهر وين با حداقل تشريفات و در يك گور گمنام بخاك سپرده شد.
*****************************************************************
